ديلوژ بَلای اينكه مامانی و بابايی باژم مطمهن بشن كه من چيژيم نيشت و
دالَم خوبِ خوب بُژُلگ ميشم، يفته بوديم دُكتُل.
غِيل اَژ اينكه آقا دُكتُله گُف كه ميتونم ديگه تخمِ مُلغ هم بُخُلَم يه عالمه هم
انداژه گيليم كَد و گُف :
دور سر 44 شانت قد 72شانت وزن 7.800 كيلو
حالا من اَژ ديلوژ تا حالا دالَم فِك ميكنم كه اگه همينجولي ماهي يه شانت دورِ شَر
و ماهي دو شانت قد و ماهي نيم كيلو وَژنَم ژياد بشه، وقتي همشِنِ بابايي بشم
دورِ شَرم ميشه چاهال مِتل و قدَم ميشه هَفت مِتل و نود و دو شانت و وَژنَم ميشه
شَد و هشتاد كيلو.
تقليبَن ميشَم يه غولِ قَد بلندِ دُلُشت و حِشابی !
خـــــــــيــــــــــــلي خــــــــــــــــــوفه ! ... نظرات () link ۱٠:٤٠ ب.ظ - ۱۳۸٥/٧/۳٠ - نیکا صالحی
اِملوژ تَبَلُتِ مامان مهناژیِ منه... ولي من نميدونم يهني چی؟
با بابايی پول گُژاشتيم لو هم و بَلاي مامانی يه شاهَتِ خوگشِلِ اِشپيليت خَليديم. آخه بابايی
ميگُف همه شاهَتای مامانی لالا كَدَن و ديگه با هيچی بيدال نميشن.
ميخواشتم اَژ بابايی بِپُسَم اينهمه پول اَژ كُجا آوُده ؟ ولي خودش دَلِ گوشم گُف كه تو يه
مُشاقِبه پَلَنده شده ولي به مامانی نگفته.... بقيقَش لُ هم نگُف به من ....فقط يواشكي
گِيه كَد...
ولي من نميدونم يهني چی جولی اِملوژ تَبَلُتِ مامان مهناژیِ منه... ؟
اون كه قَلب اَژ من بوده ! اون كه خيلي بُژُگتَل اَژ منه !
نميدونم ولی تَبَلٌتِش شِه تا مُبالَك...
شما ميدونين چه جولی مامان مهناژی ميخواد اِملوژ دوباله به دُينا بياد ؟
اينَم كادويِ منه واشه مامانيِ خوگشِلَم :
( كادو هم نميشد كَدِش چون خيش ميشد )
... نظرات () link ٤:٠۱ ب.ظ - ۱۳۸٥/٧/۱٥ - نیکا صالحی
شِلِلاک اوٌلین غژایی بود که بَهد اَژ شیل خُدَم.
مامانی میگفت بِلِنجیه اولیش.
بَهدیش هم گندمی شد.
ولی بِلِنجی لُ بیشتَل دوشت دالَم.
تاژه مامانی شیب ژمینی و مُلغ و اَویج و شَبژی لُ میلیژه توی یه چیژی
و همه لُ قاتی میکنه و من میخُلَم.
تاژشَم بَلام شِلِلاکِ میوه ای هم خَلیده بابایی.
شیلِ خُشک هم بَلام خَلیدَن که تا حالا اَشلَن یه شیشه بیشتَل
(اونم تاژه به ژول) نخُدَم.
شیب و گلابی هم مامانی بَلام لِه میکنه و میخُلَم با هَنگول.
آب هم میخُلَم تاژه.
من پيشِ مامانِ مامانی هَشتَم.
... ولی...
.... ولی......
ولی با هینکه همه اینایی که گفتم لُ خیلی دوشت دالَم ولی هیشکدوم لُ وقتی مامانی پیشم نیشت نمیخوام.
من مامانیم لُ میخوام نه هینکه هِی بُخُلَم.
پنج لوژ و شیش شاهَت و چهل و هَف اَقیقه اشت که مامانی میله شَلِ کال .
من صبح که بیدال میشم نیشت، بَهدِش که خیلی بیدالم هم نیشت، وقتی کوچولو کوچولو لا لا هم میکنم نیشت،وقتی که مامانیِ مامانی بِهِم غَژا میده نیشت، خب وقتی خیلی نباشه من گِیه میکنم و بهژی وقتا هم جیغ میژنم.
تا جیغ میژنم يه خُلده بَهدِش دیگه یه دفه پیداش میشه مامانی.
هیشکدوم اَژ این بهتَلین چیژای دنیا لُ با مامانیم اَوَژ نمیکنم.
... نظرات () link ۸:٠۸ ب.ظ - ۱۳۸٥/٧/٥ - نیکا صالحی


