اِملوژ كه با بابايی و مامانی يَفته بوديم دَدَل توی پايك، اوٌلين دوشتام لُ
توی عُملَم پيدا كَدَم.
يه پِشَلِ تُپُلی و عِنيَكی كه اِشمِش اَلدَلان بود كه خيلی هم اِشمِش
شَخت بود و دواژده شالِش بود با يه دُخمَلِ خيلی خوگشِل كه داداشِش
يا خواهَلِش بود و اَژ اَلدَلان كوچولو تَل بود و تاژه موهاش هم شيا بود و
بافته بود و مِشِ من كچل و بول نبود. اِشمِش هم ديگه نَپُلسيد كه خيلی
اَژ اَلدَلان شَخت تَل بود.
نميدونم دِيالام يا دِلايام يا دِيايام يا دِلالام.
ولی دِلالام اَژ همه آشون تَله . هَف شالِش بود.
مامانشون با مامانی و بابايی دوشت شد من هم با دِلالام و اَلدَلان.
بهم گفتن كه با نُمله ی بيشت يِفوژه نشدن و تاژه تَهطيل شدن و تابِشتون
ميخوان بِلَن يه جايی كه اِشمِش مُشافِلَت بود. نميدونم مُشافِلَت كجاش.
من تا حالا تو عُملَم فقط توی تِهلان بودم.
باهام باژی كَدَن و حَف ژَدَن و به دَشت و پا و شويَتَم آب ژَدن كه گَمَم نشه.
من هم تا تونِشتم بَلاشون با تُفام باكدُنَك دُيُشت كَدَم و هی پشتونكم لُ با
ژَبونم انداختم بيلون و جيغ ژَدَم و موهاشون لُ كشيدم.
ولی اَژ همه بيشتَل اَژ باكدُنك تفی هام خوششون اومد.
ولی آخَلِش كه ميخواشتيم اَژ دَدَلِ پايك بِليم خونه هامون ، دِلالام به
مامانش گُف :
مامان ! چِلا نِميشه كه آدما اوٌل كه به دُينا می آن پيلِ مَد پيلِ ژَن باشن ،
بعد يواش يواش هِی كوچيك بشن ؟
من هم تو دِلَم گفتم كه دِلالام خانوم ، اونجولی آدم ميشه انداژه ی يه
موچه و بعدِش هم تموم ميشه . گناه داله.
آدم وقتی كوچيكه، دوشت داله بُژُلگ بشه نه اينكه يه دَفه تموم بشه كه!
... نظرات () link ٩:٥٢ ب.ظ - ۱۳۸٥/٤/٦ - نیکا صالحی

