نيكا

اوٌلين دوشتای توی عُملَم

اِملوژ كه با بابايی و مامانی يَفته بوديم دَدَل توی پايك، اوٌلين دوشتام لُ

توی عُملَم پيدا كَدَم.

يه پِشَلِ تُپُلی و عِنيَكی كه اِشمِش اَلدَلان بود كه خيلی هم اِشمِش

شَخت بود و دواژده شالِش بود با يه دُخمَلِ خيلی خوگشِل كه داداشِش

يا خواهَلِش بود و اَژ اَلدَلان كوچولو تَل بود و تاژه موهاش هم شيا بود و

بافته بود و مِشِ من كچل و بول نبود. اِشمِش هم ديگه نَپُلسيد كه خيلی

اَژ اَلدَلان شَخت تَل بود.

نميدونم دِيالام يا دِلايام يا دِيايام يا دِلالام.

 ولی دِلالام اَژ همه آشون تَله . هَف شالِش بود.

مامانشون با مامانی و بابايی دوشت شد من هم با دِلالام و اَلدَلان.

بهم گفتن كه با نُمله ی بيشت يِفوژه نشدن و تاژه تَهطيل شدن و تابِشتون

ميخوان بِلَن يه جايی كه اِشمِش مُشافِلَت بود. نميدونم مُشافِلَت كجاش.

 من تا حالا تو عُملَم فقط توی تِهلان بودم.

باهام باژی كَدَن و حَف ژَدَن و به دَشت و پا و شويَتَم آب ژَدن كه گَمَم نشه.

من هم تا تونِشتم بَلاشون با تُفام باكدُنَك دُيُشت كَدَم و هی پشتونكم لُ با

ژَبونم انداختم بيلون و جيغ ژَدَم و موهاشون لُ كشيدم.

ولی اَژ همه بيشتَل اَژ باكدُنك تفی هام خوششون اومد.

ولی آخَلِش كه ميخواشتيم اَژ دَدَلِ پايك بِليم خونه هامون ، دِلالام به

مامانش گُف :

مامان ! چِلا نِميشه كه آدما اوٌل كه به دُينا می آن پيلِ مَد پيلِ ژَن باشن ،

بعد يواش يواش هِی كوچيك بشن ؟

من هم تو دِلَم گفتم كه دِلالام خانوم ، اونجولی آدم ميشه انداژه ی يه

موچه و بعدِش هم تموم ميشه . گناه داله.

آدم وقتی كوچيكه، دوشت داله بُژُلگ بشه نه اينكه يه دَفه تموم بشه كه!

 

...

نظرات ()        link        ٩:٥٢ ‎ب.ظ - ۱۳۸٥/٤/٦ - نیکا صالحی