نيكا

یه حَفِ تَل و تاژه نَدالین ؟

اِملوژ چاهال ماهم شد و هنوژ کوچولواَم .

نه میتونم حَف بِژَنَم ، نه میتونم لاه بِلَم ، نه میتونم شولوکات و ژِِلِِشک پلو با مُلغ بُخُلَم ،

نه میتونم توفبال باژی کنم ، نه میتونم بِلَم شَلِ کال ، نه میتونم گلدون آب بدم ،

نه میتونم اَژ پنجَله بِپَلَم پایین ، نه میتونم اون لیوانه که عَشکِ تَشناک لوشه لُ بِژَنم

بِکشَنَم ، نه میتونم کلٌه ی اون عَلوشک ژِِشته لُ بِکَنم ، نه میتونم بابایی لُ بغل کنم که

 لالا کنه ، نه میتونم لو پیشونیِ مامانی دَشت بِکِشم که خشتگیش دَل بِله ، نه میتونم

 به ناخونام لاک بِژَنَم ...هِی...

همینجولی هَمَش یا خوابیدم یا بیدالَم و باژ خوابیدم یا خوابیدم و دالَم شیل میخُلَم یا

بغلِ مامانی و بابایی اَم و خوابیدم.

 موهام هم هنوژ دَل نیومده .

تاژه نمی تونم جیشم  لُ هم نگه دالَم .

...

خیلی غُل ژدم ؟ نه ؟

همش به خاطِلِ اینه که این وِگلابای خاله مَلیَم و خاله ی تاژه پیدا شده و

دایی اَلشَلان و بابایی لُ میخونم .

نمیگن آخه اینا بدآموژی داله بَلای ما  نی نی ها ؟

...

یه نَفَل پیدا نمیشه اِملوژ که تَفلٌدِ چاهال ماهگی منه ، یه حَفِ تَل و تاژه ی خوگشلِ

بامَژه ی خوحشالِ خنده دالِ شولوکاتیِ با مَمَکِ باحالِ عَشَلیِ قند و نباتیِ جیگَل

طلاییِ گُلِ گُلابیِ مُلَبٌاییِ شیلینِ قشنگ بِژَنه ؟

 

 

...

نظرات ()        link        ۱:۳٤ ‎ب.ظ - ۱۳۸٥/٤/٢٧ - نیکا صالحی