اِملوژ چاهال ماهم شد و هنوژ کوچولواَم .
نه میتونم حَف بِژَنَم ، نه میتونم لاه بِلَم ، نه میتونم شولوکات و ژِِلِِشک پلو با مُلغ بُخُلَم ،
نه میتونم توفبال باژی کنم ، نه میتونم بِلَم شَلِ کال ، نه میتونم گلدون آب بدم ،
نه میتونم اَژ پنجَله بِپَلَم پایین ، نه میتونم اون لیوانه که عَشکِ تَشناک لوشه لُ بِژَنم
بِکشَنَم ، نه میتونم کلٌه ی اون عَلوشک ژِِشته لُ بِکَنم ، نه میتونم بابایی لُ بغل کنم که
لالا کنه ، نه میتونم لو پیشونیِ مامانی دَشت بِکِشم که خشتگیش دَل بِله ، نه میتونم
به ناخونام لاک بِژَنَم ...هِی...
همینجولی هَمَش یا خوابیدم یا بیدالَم و باژ خوابیدم یا خوابیدم و دالَم شیل میخُلَم یا
بغلِ مامانی و بابایی اَم و خوابیدم.
موهام هم هنوژ دَل نیومده .
تاژه نمی تونم جیشم لُ هم نگه دالَم .
...
خیلی غُل ژدم ؟ نه ؟
همش به خاطِلِ اینه که این وِگلابای خاله مَلیَم و خاله ی تاژه پیدا شده و
دایی اَلشَلان و بابایی لُ میخونم .
نمیگن آخه اینا بدآموژی داله بَلای ما نی نی ها ؟
...
یه نَفَل پیدا نمیشه اِملوژ که تَفلٌدِ چاهال ماهگی منه ، یه حَفِ تَل و تاژه ی خوگشلِ
بامَژه ی خوحشالِ خنده دالِ شولوکاتیِ با مَمَکِ باحالِ عَشَلیِ قند و نباتیِ جیگَل
طلاییِ گُلِ گُلابیِ مُلَبٌاییِ شیلینِ قشنگ بِژَنه ؟
... نظرات () link ۱:۳٤ ب.ظ - ۱۳۸٥/٤/٢٧ - نیکا صالحی

