مامان مهناژی ميخواد اِملوژ دوباله به دُينا بياد !
اِملوژ تَبَلُتِ مامان مهناژیِ منه... ولي من نميدونم يهني چی؟
با بابايی پول گُژاشتيم لو هم و بَلاي مامانی يه شاهَتِ خوگشِلِ اِشپيليت خَليديم. آخه بابايی
ميگُف همه شاهَتای مامانی لالا كَدَن و ديگه با هيچی بيدال نميشن.
ميخواشتم اَژ بابايی بِپُسَم اينهمه پول اَژ كُجا آوُده ؟ ولي خودش دَلِ گوشم گُف كه تو يه
مُشاقِبه پَلَنده شده ولي به مامانی نگفته.... بقيقَش لُ هم نگُف به من ....فقط يواشكي
گِيه كَد...
ولي من نميدونم يهني چی جولی اِملوژ تَبَلُتِ مامان مهناژیِ منه... ؟
اون كه قَلب اَژ من بوده ! اون كه خيلي بُژُگتَل اَژ منه !
نميدونم ولی تَبَلٌتِش شِه تا مُبالَك...
شما ميدونين چه جولی مامان مهناژی ميخواد اِملوژ دوباله به دُينا بياد ؟
اينَم كادويِ منه واشه مامانيِ خوگشِلَم :
( كادو هم نميشد كَدِش چون خيش ميشد )
... نظرات () link ٤:٠۱ ب.ظ - ۱۳۸٥/٧/۱٥ - نیکا صالحی

