مَن اِملوژ ، شاهَتِ اَشتِ شُحبِ بيشت و اَفتُمِ اِفشَند ،
يه شالَم ميشه.
تَبَلّتَمه !
من گيگه بُژُلگ شدم... گيگه تا بابايي ميدُوه ميله دوبين
مياله كه اَژ شيلين كالي هام عَكش و فيل بِگيله ، من
گيگه اون كال لُ نميكنم ، بهدش كه خشته شد و يَفت
دوبين لُ گذاشت تو كيفش ، دوباله اَژ اَبَّل شولو ميكنم
به شيلين كالي !
من گيگه خانون شدم ... گيگه وقتي ماماني و بابايي
ميخوان دو نفلي لِباش تنم بكنن ، اينقد يا وول ميخولم
يا دشت و پام لُ شِفت ميكُنم كه لباش تنم نِميله كه نِميله !
من گيگه ماه شدم ... گيگه اَتّا با بِهتَلين اَشباب باژي هام
اَتّا با آقا خِلشه خيلي باژي نميكنم گيگه ، آخه توي كيفِ
ماماني يا توي كانينِت يا توي اَخچال يا اَتّا توي شَلطِ آخشال
، خيلي چيزاي بِهتَل تَلي هشت.
من گيگه يه شالَمه ... قشنگ ميدونم چيزاي شِكَشتني
كدومن ، تو خونه يا مهموني ، يهو ميلم شُلاغِشون !
من گيگه بُژُلگ شدم ... گيگه خودم ميتونم قشنگ غَژام لُ
بليژم لوي ژمين يا لوي مُلب و بهدش دونه دونه اَويج و
شيب ژميني و گوشت و مُلغ و پلو و ايناش لُ بخولم. تاژه
ميدونم هم كه وقتي غَژا لُ بمالم به موهام و شولَتم،
خوشمژه تَل ميشه ! تاژَشَم ، هيچي مِشِ ليختنِ ماشت
لوي ژَمين نيشت ، اينقده خوب پشخ ميشه !
من گيگه حِشابي آدم بُژلگ شدم ... وا ميشتَم وقتي شاهَت
يكِ شب شد و همه توفبال هام تموم شد و بابايي و ماماني
هم خوابشون گلفت ، لالا ميكنم.
من گيگه خانونِ خانون شدم ... قشنگ ميتونم يه جولي
لباشام لُ توي يه قَقيقه ، كَشيف كنم كه هيشكي نفهمه
چي شده اَشلَن !
من گيگه ماه شدم ... ميشه بِبَلينم شينما، همنجولي هِي
جيغ بژنم ببينين شِدام چقدر مي پيچه ؟
من گيگه يه شالمه ... همينجولي كه تاتي ميكنم، ميتونم با
يه دَشتَم شه تا عَلوشكِ گنده لُ بغل كنم ، هم توي اون
دشتم يه كاشه ماشت بِگيلم و اَژ توي آشپزخونه بِليژم تا توي
اتاق خودم !
من گيگه خيلي بُژُلگ شدم ... آخه بَلَتَم وقتي ماماني يا
بابايي نششتن پاي كامپيوتل و من لُ بغل نميكنن كه مُشت
بژنم لوي دكمه ها يا ژبونم لُ بِمالم به شيشه كامپيوتل، بِلَم
يواشكي بَق و تِلِفُنِش لُ قَهط كنم !
آيه بابا ! اِملوژ من يه شالَم ميشه گيگه !
كَشي نميخواد بهم تبليك بگه ؟
اَتّا به خاطِلِ دوباله نوشتنم ؟
...
نظرات ()
link
٢:۱٥ ق.ظ - ۱۳۸٥/۱٢/٢٧ - نیکا صالحی

