نيكا

گریه ی خیلی خیلی دوشت داشتن

با حوشِله ی خیلی زیاد کتاب میخونه بَلاش. وَلَق میژنه ، میخونه ، 

اَداشون لُ دَل میاله.آقا گرگه میشه که میخواد شِنل قِلمِژی لُ بُخُله ،

شِنل قِلمِژی میشه ، شیندرلا میشه ، پسر پادشا میشه و با شیندرلا

می لَقصه ، جوجه اُردکِ ژِشت میشه ، قوی خوگشلِ آخَلِش میشه ،

جَک میشه و  اَژ شاقه ی لوبیا میله آقا غوله لُ میکُشه ، آقا غوله

میشه و اَژ آشمون میفته ، هانسِل میشه و توی جنگل گم میشه با

گِرِتل ، اَژ تو ژِندانِ توی خونه ی شیرینی و شوکولاتی در میره ،

حَشَن کَچَل میشه ، گنجیکشکِ اَشی مَشی میشه ، بُژ بُژِ قندی

میشه ، پیشی میشه ، هاپو میشه ، مُلغ میشه ، کبوتَل میشه ،

آشِمون میشه ، ابر میشه ، بارون میشه ، روخدونه میشه ، درخت

میشه ، دریا میشه ، برف میشه ، کوه میشه .....

من ولی نمیخوام بخوابم .... میخوام بیدال باشم تا صبح ، تا همیشه

و همینجولی هِی نگاش کنم و آخَلِش بفهمم که چه جولی میشه که

اینقدر من لُ دوشت داله و بتونم یه جولی بهش بگم که ... حالا همین

الهانِ الهان فهمیدم که بغض قبل از گریه یعنی چی ... گریه ی خیلی

 خیلی دوشت داشتن ها ....

...

نظرات ()        link        ٤:٠۸ ‎ب.ظ - ۱۳۸٦/٦/٢۱ - نیکا صالحی